در سال‌های اخیر، علاقه به دوره‌ها و همایش‌های کسب‌وکار در ایران و جهان افزایش چشم‌گیری داشته است. مفاهیمی مانند استراتژی، بازاریابی، فروش، رهبری و تحول سازمانی در این دوره‌ها تعلیم داده می‌شوند. مدرسان تلاش می‌کنند دانش عمومی مفید را در قالب روش‌ها، مدل‌ها و تجربیات انتقال دهند. این دانش می‌تواند الهام‌بخش باشد؛ اما زمانی که بدون در نظر گرفتن شرایط ویژه هر کسب‌وکار به عنوان «نسخه» به کار گرفته شود، احتمال خطا و شکست بالا می‌رود.

از سوی دیگر، مشاوران کسب‌وکار با ورود به ساختار واقعی سازمان، بررسی ویژگی‌های منحصر به فرد آن و تطبیق راهکارها (نسخه‌ها) با شرایط خاص نظیر اندازه، صنعت، موقعیت استراتژیک، موقعیت سازمان در دوره  عمر ، محصولات ،  بازار، نقاط قوت و ضعف خود کسب و کار و رقبای آن ،  پیشنهادهایی می‌دهند که به مراتب مناسب‌تر و قابل اجراتر  هستند.

هدف این مقاله بررسی تفاوت‌های تدریس عمومی و مشاوره تخصصی، چالش‌های نسخه‌نویسی عمومی، اهمیت بومی‌سازی راهکارها، شواهد پژوهشی مرتبط و پیشنهاد راهکارهایی عملی برای بهبود فرایند آموزش و مشاوره کسب‌وکار است.

 

 

بخش اول: مفاهیم و تعاریف

1- تدریس عمومی کسب‌وکار

آموزش‌هایی است که معمولاً مدل‌ها، ابزارها و مفاهیم عمومی کسب‌وکار را به طیف وسیعی از مخاطبان عرضه می‌کند. این آموزش‌ها بر انتقال اطلاعات و مهارت‌های پایه تأکید دارند؛ اما معمولاً کم‌تر وارد شرایط خاص و منحصر به فرد هر کسب‌وکار می‌شوند .

2- مشاوره تخصصی کسب‌وکار

فرایندی است که یک یا چند مشاور با شناخت دقیق سازمان، تحلیل موقعیت آن درون و برون‌سازمانی، شناسایی نقاط قوت و ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها، راهکارهایی منحصر به فرد و قابل اجرا تدوین می‌کنند. نسخه‌نویسی مشاوره تخصصی معمولاً نیازمند داده‌ها، تحلیل محیطی، شناخت صنعت، و تعامل نزدیک با مدیران داخلی است.

  1. نسخه‌نویسی یا راهکار سفارشی (Tailored Solution)

تنظیم راهکار بر اساس ویژگی‌های خاص کسب‌وکار: اندازه، صنعت، شرایط رقابتی، مرحله عمر سازمان، استراتژی‌های قبلی، منابع انسانی، فرهنگ سازمانی، موقعیت بازار و غیره.

 

بخش دوم: اهمیت مؤلفه موقعیت و بافت (Context) در استراتژی و عملکرد

 

تحقیقات گسترده نشان داده‌اند که موقعیت محیطی، صنعت، اندازه سازمان، و عوامل درونی مانند ساختار و فرهنگ سازمانی تأثیر قابل‌توجهی بر طراحی و موفقیت استراتژی‌ها دارند ، چراکه :

1- استراتژی نمی‌تواند جدا از محیط شکل‌گیری آن بررسی شود؛ مشتریان، رقبا، ساختار بازار و سایر عوامل محیطی باید در نظر گرفته شوند.

2- متغیرهای محیطی، صنعتی، تاریخی سازمان در ترکیب با استراتژی و اجرای آن، نقش مهمی در پایداری و موفقیت دارند.

3- نقش مدیران میانی در اجرای استراتژی، مخصوصاً در سازمان‌هایی که ساختار پیچیده دارند یا اندازه‌شان متوسط و  بزرگ است، نمی‌تواند نادیده گرفته شود؛ زیرا تدوین و اجرای استراتژی به طور کامل وابسته به فهم عمیق از محیط داخلی سازمان است.

 

 

 

 

 

بخش سوم: چالش‌های نسخه‌نویسی عمومی (نسخه‌های استاندارد بدون بومی‌سازی)

 

چند مشکل اصلی وقتی راهکارها بدون توجه به ویژگی‌های خاص کسب‌وکار اعمال شوند:

1- تطبیق‌پذیری پایین

مدل یا راهکاری که برای یک کارخانه بزرگ در صنعت تولید طراحی شده، ممکن است برای یک کسب‌وکار کوچک خدماتی قابل اجرا نباشد.

2-هزینه‌ها و منابع نادیده گرفته شده

پیاده‌سازی راهکارها نیازمند سرمایه، نیروی انسانی، مهارت و ساختار است؛ اگر اینها در سازمان موجود نباشند، اجرای نسخه عمومی منجر به شکست خواهد شد.

3-فرهنگ و ساختار داخل سازمان

اگر ساختار سازمانی، فرهنگ، سیستم‌های پاداش و انگیزشی، ارتباطات داخلی، ساختار قدرت و تصمیم‌گیری هماهنگ با راهکار پیشنهادی نباشند، حتی بهترین استراتژی‌ها به نتیجه نمی‌رسند.

4- عدم شناخت کامل از صنعت و بازار محلی

تفاوت‌های بازار محلی، رقابت، رفتار مشتریان، مقررات، فناوری و روندهای صنعتی اگر در نسخه عمومی لحاظ نشوند، ممکن است راهکار شکست بخورد.

 

5- عدم توجه به تیپ شخصیتی مخاطب :

تمام راه حل ها خوب هستند ، لاکن باید دید برای چه کسی و با چه ویژگی ها و تیپ شخصیتی قرار است مورد استفاده قرار گیرد . در بسیاری موارد اجرای برخی راه حل ها به دلیل عدم مطابقت با کاراکتر و تیپ شخصیتی کارآفرین و صاحب کسب و کار در مرحله پیاده سازی دچار اشکالات جدی شده و نتیجه مورد نظر را رقم نمی زند .

 

 

بخش چهارم : راهکارها برای بهبود تدریس‌ها و مشاوره‌ها

 

با توجه به پژوهش‌ها و تجربه سازمان‌ها، موارد زیر می‌تواند کمک کند تا نسخه‌های عمومی کمتر آسیب‌زا شده و نسخه‌های مشاوره تخصصی مؤثرتر باشند:

1- آموزش مدرسان به صورت سازمانی و بعد از شناخت بافت سازمان :

مدرسان دوره‌ها باید بخشی از آموزش خود را به تشخیص عواملی مانند صنعت، اندازه، فرهنگ سازمانی، وضعیت بازار محلی، مرحله عمر کسب‌وکار اختصاص دهند. که به نظر می رسد اجرای این راهکار بسیار زمان بر و در مواردی با توجه به هزینه بر و زمان بر بودن چنین آموزش هایی عملا امکان پذیر نباشد .

2- ترکیب آموزش و کارگاهی با تمرین‌های عملی سازمانی

در دوره‌ها، کارگاه‌هایی که شرکت‌کنندگان در مورد سازمان خودشان تحلیل انجام دهند، نسخه اولیه‌ای بسازند و آن را با نظرات مدرسان و همکاران مقایسه کنند. که نسبت به راهکار اول کمی امکان پذیرتر است ، لاکن اجرایی آن نیازمند حضور یک تیم مدرس و مشاور کنار یکدیگر است که سازماندهی همین تیم چالش های خاص خود را خواهد داشت .

3-تفکیک کامل تدریس حرفه ای از  فرایند مشاوره حرفه ای و نگاه تحصصی به هر کدام

در این روش مدرس به انجام وظایف ذاتی خود یعنی ارائه آموزش عمومی مدل ها و الگو ها پرداخته و از ارائه نسخه واحد به کسب و کارها خودداری نموده و دانش پذیران را که صاحبان کسب و کارها هستند به سمت دریافت مشاوره های تخصص هدایت می کند تا مشاور با نزدیک شدن به بافت درونی کسب و کار و شناخت دقیق از ماهیت وجودی کسب و کار به ارائه راهکارهای بومی و شخصی سازی شده بپردازد . صاحب کسب و کار با حضور در دوره های آموزشی تلاش خواهد کرد درمرحله مشاوره تخصصی با مشاور به زبان مشترک رسیده و حتی در مواردی بتواند مشاور را در راهکارهایی که ارائه می نماید  به چالش بکشد .

 

نتیجه‌گیری

می‌توان نتیجه گرفت که:

  1.  1- آموزش عمومی کسب‌وکار ارزشمند است ،  اما نمی‌تواند جای مشاوره تخصصی و نسخه‌نویسی بومی را بگیرد.
  2.  2- مشاوره تخصصی وقتی مؤثر خواهد بود که عوامل محیطی و سازمانی به دقت تحلیل شده باشند.
  3.  3- برای رشد واقعی کسب‌وکارها، ترکیبی از آموزش عمومی + خدمات مشاوره‌ای بومی لازم است .